|
|
|
|
|
آيا سكوت هميشه نشانه ي ترس است؟ آيا سكوت هميشه علامت رضايت است؟ فدك را غصب كردند! دختر رسول خدا را بين در و ديوار شهيد كردند! بالاتر از همه ولايت را مدعي شدند؟ پس چرا علي بيست و پنج سال سكوت كرد؟ خودش چه مي گويد: «در اين انديشه بودم كه آيا با دست تنها براي گرفتن حق خود به پا خيزم؟ يا در اين محيط خفقان زا و تاريكي كه به وجود آوردند صبر پيشه سازم؟ كه پيران را فرسوده و مردان با ايمان را تا قيامت و ملاقات پروردگار اندوهگين نگاه مي دارد. پس از ارزيابي درست، صبر و بردباري را خردمندانه تر ديدم. پس صبر كردم در حالي كه گويا خار در چشم و استخوان در گلوي من مانده بود!...» (خطبه 3/ نهج البلاغه) و يا در جاي ديگر:« ديدم نه مرا ياري است نه مدافعي و نه مددكاري جز اهل بيتم، پس دريغم آمد كه آنان را به كام مرگ كشانم، پس در حالي كه خار غم در ديده داشتم، چشم پوشيدم»(خطبه 217/ نهج البلاغه) پس هميشه سكوت علامت رضايت نيست. هميشه علامت خوبي اوضاع هم نيست. گاهي مردمي كه قدرت تحليل سياسي ندارند خون به دل علي مي كنند . آنها كه عقلشان به چشمشان است فرق ميان علي را با ديگران نمي دانند. هركسي را كه زماني با پيامبر بوده محق مي دانند و در صورت مبارزه گيج مي شوند كه حق با چه كسي ست و ممكن است در اين ميان تفرقه اي كه به وجود مي آيد اسلام نوپا را بر باد دهد. علي بود و مالك اشتري كه نبود! علي بود و مردمي كه آماده نبودند! علي بود و اسلامي كه امانت رسول خدا بود و بايد حفظ مي شد و تفرقه بين مسلمانان آن را نابود مي كرد و ياران مخلص اندك را از بين مي برد و ديگر نامي از اسلام ناب محمدي نمي ماند. پس گاهي براي حفظ اسلام بايد خار در چشم و استخوان در گلو تحمل كرد تا مردم كي حوصله شان آيد كمي عقلشان را به كار اندازند و تعصبات بي پايه شان را كنار بگزارند .( اطلاعات بيشتر در اين زمينه را اينجا بخوانيد)
به هيچ وجه قصد ندارم تمام آنچه آن روزگار رخ داد را با تمامي ابعادش به آنچه امروز رخ مي دهد انطباق دهم. تنها مي خواهم هشدار دهم كه تعصبات مردم ، كه سطحي نگر بودن مردم مي تواند يك رهبر الهي را به سكوتي تلخ وادار كند تا چيزي كه مهم تر است حفظ شود. دوستان مي پرسند چرا افشاي اسامي كله گنده هاي مفسد اقتصادي امروز افشا مي شود؟ فكر نمي كنيد پاسخ اين سوال را بايد در وجود خودمان جستجو كنيم؟ تازه امروز بعد از اين همه سال هنوز برخي فلان آقا را از ستون هاي انقلاب و يار امام و آقا مي دانند! هنوز حاضر نيستند واقعيت را ببينند و دست از تعصبات بردارند و باور كنند انقلابي بودن گرچه افتخار بزرگي ست اما آنچه مهم و ملاك و معيار است و موجب حفظ آن افتخار مي گردد انقلابي ماندن است. گويا دلسوزي امام را فراموش كرده اند كه در وصيت نامه شان در مورد كساني كه از آنها تمجيدي توسط ايشان صورت گرفته باشد بهمردم هشدار دادند: « آن تمجيدها در حالي بود كه خود را به جمهوري اسلامي متعهد و وفادار مي نماندند و نبايد از آن مسائل سوءاستفاده شود و ميزان در هركس حال فعلي اوست» در تمام سالها ما اميدوار بوديم آقاي هاشمي خط خود را از خط فرزندانشان جدا كرده. از دزدي هاي آنان اعلام برائت كنند و حتي دست آنها را از بيت المال مسلمين قطع نمايند اما چه سود كه جز حمايت همه جانبه در بالاترين حد چيزي از ايشان نديديم! در تمام سالها خيلي از ما خوشبينانه اميدوار بوديم كه ان شاء الله ايشان از رشوه خواري و رانت خواري فرزندانش راضي نيست و حسابشان جداست و دستهاي خودش پاك است اما ... آقاي هاشمي با آن نامه گستاخانه به رهبر انقلاب و با تهديد وقيحانه ايشان تير خلاص خود را زدند و به همه ثابت كردند كه حاضرند براي حفظ منافع نامشروع تا چه حد پست باشند. و شگفت آنكه هنوز عده اي در ترديدند! برخي از فرصت سوء استفاده مي كنند و مي گويند چرا رهبري سكوت كرد؟ من مي گويم چرا سكوت نكند؟ سيد علي بود و مالك اشتري كه نبود. سيد علي بود و مردمي كه فلان آقا را ستون انقلاب مي دانستند، سيد علي بود و انقلابي كه امانت بود و تفرقه ي مردم مي توانست مخلص ها را از ميدان خارج كند تا تنها انقلاب اسلامي در تمام دنيا استحاله شود! سيد علي بود و سكوتي تلخ تا بلكه در اين فرصت مردي بين قدرتهاي اجرايي كشور پيدا شود و ارمان هاي امام را دوباره فرياد بزند ارزش هايي را كه از يادها رفته بود يادآوري كند و مردمي كه درين فرصت آگاه شوند. از آقا نپرس چرا؟ از خودت بپرس چرا؟ عده اي هنوز چشمان خود را بسته اند و داد مي زنند چرا احمدي نژاد اسامي آنها را الان اعلام كرد؟ در حاليكه خود او اعلام كرده بود:«چهار سال برای منافع ملی و وارد نشدن در درگیریهای بیهوده و غفلت از پیشرفت کشور، از ورود به مجادلات پرهیز کردیم ». كمي تعمق هم بد نيست! حداقل شانزده سال آنها با فريب همه در همه جا قدرت را به دست گرفته بودند اگر از همان زمانيكه براي احمدي نژاد ثابت شد كه در اكثر دزدي ها پاي آن خانواده در ميان است و اعلام مي كرد اصلا اجازه مي دادند اين بازسازي ها صورت بگيرد؟ آيا همين جنجالي كه اكنون به پا كرده اند را اگر آن زمان- قبل از آنكه مردم به حسن نيت احمدي نژاد پي ببرند- در آن زمان كه در بسياري از موارد امنيت ملي در مرحله ي انفعال بوديم يا لااقل در اين حد قدرتمند نبوديم به پا مي كردند. آيا چيزي از انقلاب باقي مي ماند؟ آيا دشمنان داخلي و خارجي از بهت مردم و تفرقه ي احتمالي و همچنين قدرتمند نبودن امكانات دفاعي تا حد امروز و با توجه به موضع انفعالي سياست خارجي در آن زمان سوء استفاده نمي كردند؟ آيا امروز اين همه پيشرفت در عرصه هاي مختلف علمي و نظامي وجود مي داشت يا در بهترين حالت ممكن( سوء استفاده نكردن دشمنان) تمام فرصت هاي كشور صرف جنجال و هياهوهاي آقايان زخم خورده مي شد؟
با در نظر گرفتن تمامي شرايط براي معرفي آنها چه زماني بهتر از زمان انتخابات بود؟ زماني كه خواهي نخواهي فرصت ها صرف جنجال هاي انتخاباتي ست؟ آيا احمدي نژاد براي راي آوردن اين كار را كرد؟ مطمئن باشيد اگر كسي بخواهد با شانتاژ و عوام فريبي راي بياورد طرح هاي سخت اقتصادي مثل سهميه بندي بنزين را اجرا نمي كند، و زمان انتخابات هم با باندهاي زر و زور و تزوير خود را هماهنگ مي كند نه اينكه خودش را با آنها درگير كند. تنها كمي تعمق مي خواهد ! كمي فكر ! و جرات دست برداشتن از تعصبات سطحي نگرايانه حالا در اين ميان من و توييم كه بايد ثابت كنيم اهل كوفه نيستيم و علي تنها نمي ماند.
---------------------------------------- پي نوشت: 1- با علي در بدر بودن شرط نيست. اي برادر نهروان در پيش روست! 2- از نظر من در ميان كانديداها احمدي نژاد به شكل جدي و واضحي بر ديگران برتري دارد به خاطر امتيازاتي كه قبلا ذكر شد. به خاطر رفتارهاي سوال برانگيز موسوي و كروبي و رضايي و تيم هايشان و حاميان مالي جدي شان و بي برنامه بودن ( يا برنامه هاي غيرقابل اجراداشتنشان) و به خاطر اخلاق ضعيف انتخاباتي كه حاضر شدند افتخارات يك ملت را به لجن بكشند تا رقيب را منفور كنند و از همه مهم تر به خاطر آنچه آنها سعي دارند آرمان انقلاب بنامند و مايه عزت مردم! ... اما به هيچ وجه نمي خواهم بگويم احمدي نژاد يگانه ي روزگار است و بي عيب و ايراد! ايرادهاي واقعي او را ( نه آنچه غيرمنصفانه به او بسته اند) مي پذيريم و اگر رئيس جمهور شود- مثل بقيه و نه كمتر- بي ترديد زير ذره بين ما خواهد بود! پس مباحث را با هم قاطي نكنيم. با كسي عقد اخوت نبسته ايم. ما مسئول حفاظت از انقلاب و آرمانهاي نابش هستيم و خط قرمز ما تنها رهبري ست نه هيچ كس ديگر
بعدا نوشت: باخبر شدیم ستاد بعضی آقایون مدعی صداقت شایعه ای مبنی بر انتشار پاسخ نامه ی رهبری به آقای هاشمی کرده اند . به اطلاع می رسانیم آقا هیچ جوابی نه کتبا نه شفاها به ایشون نداده اند. برای کسب اطمینان به سایت رهبری مراجعه نمایید یا اخبار را گوش کنید. لينكهاي مرتبط: بعد از جنگ حواسمان پرت شد انگار! لينكهاي مرتبط اين وبلاگ را ببينيد در اينجا |
||