|
|
|
|
|
كدام صداگذاري مي تواند مثل سكوت شلمچه با دلت حرف بزند؟ كدام فضاسازي مي تواند مثل خاك هاي شرهاني عاشقت كند؟ خاك هاي طلائيه را كدامين خاك جايگزين مي شود؟ مظلوميت بيمارستان صحرايي را كدام نوشته نشانت مي دهد؟ هيچ چيز ، هيچ كدام مگر سنگ قبرها و پرچم ها غربت هويزه را جايگزين شد؟ اصلا مگرهويزه با بهشت زهراي شهرتان قسمت شهدايش فرق مي كند؟ مگر برج و باروي دهلاويه مي تواند دل تو را به شهادت گاه چمران پيوند بزند؟تو در آن برج و بارو از غربت چمران چه فهميدي؟ مگر مظلوميت خرمشهر، سوسنگرد و بستان را توانستي از موزه ها بفهمي؟ يكي دو ديوار در پشت شيشه با ويراني يك شهر فرق دارد. مگر اسفالت و سروصدايي كه بر اروند گذاشته اند، مي تواند به اندازه ي صداي موجهايش كه ديگر نمي شنوي ، به اندازه ي خاك هايي كه قدم هاي غواصان را بوسه مي زد و ديگر نمي بيني، دلت را به آسمان ببرد؟ مظلوميت بيمارستان صحرايي را مي خواهند با مداد رنگي و كاغذ و چفيه پنهان كنند براي چه؟ گل مصنوعي در پادگان ها مي كارند كه چه؟ مگر تو آن زمان در ميان شمع و گل و پروانه بودي يا ما در شهر گل مصنوعي نديده ايم؟ بعضي جا ها كه به قول دوستي كم مانده چرخ و فلك بزنند؟ نمي خواهيم كار فرهنگي بكنيد! آنچه در شهرها كرديد و نتيجه اش را مي بينيم، براي شهرهايمان بس است، معراجگاه شهدا را خراب نكنيد. اين كارها را بگزاريد براي شهرهايي كه جنگ نديده اند، مناطق جنگي را چرا خراب مي كنيد؟ تئاترها و نمايش ها را ببريد آنجا كه نامي از شهدا نيست نه اينجا كه وقت براي با شهدا بودن هم كم است. اگر بودجه هايتان زيادي كرده ، به كساني كمك كنيد كه به دليل هزينه سفر از زيارت معراجگاه شهدا محرومند، يا لااقل به وضعيت بهداشتي اماكن اسكان برسيد (لابد اينجا وظيفه حفظ موقعيت است) چرا سكوت شلمچه را از ما گرفتيد؟ چرا مظلوميت ها را بزك مي كنيد؟ مگر امام شهدا در بند 8 سياستهاى كلى نظام اسلامى در دوران بازسازى كشور پندمان نداد:« حفظ و نگهدارى تركيب يك يا چند شهر خراب شده در جنگ به منظور ترسيم علنى تجاوز دشمنان عليه انقلاب و كشورمان و نشان دادن قدرت دفاع و مقاومت قهرمانانه ملت كه آيندگان فقط به اسناد و نوشتهها بسنده نكنند. البته اين كار با رضايت كامل صاحبان املاك و با ايجاد شهرهاى مجاور بايد انجام شود. »؟ امر ولايي اماممان در مورد حفظ و نگهداري تركيب يك يا چند شهر خراب شده در جنگ است، آن وقت شما مناطق جنگي را هم آسفالت مي كنيد و با كارهاي فرهنگي تان!!! نسل هاي آينده را از ديدن علني ظلمي كه به فرزندان خميني شد، محروم مي كنيد؟ دليلش حماقت است يا خيانت؟ خرابي هايي را در جنوب به بار گذاشتيد ، اگر قابل جبران است،جبران كنيد و اگر نيست ادامه اش ندهيد و اگر زحمتي نيست،به غرب كه كمتر كار فرهنگي اين چنيني تان را چشيده رحم كنيد. به جايش كمي به وضعيت فرهنگي مردم اين مناطق محروم برسيد، مثل منش شهدا كه هنوز قلب مردم اين مناطق محروم مالامال از عشق به آنهاست. -------------------------------- دوباره زندگي چه زيبا نوشته:«چقدر دهلاويه بکر نبود! چقدر دست به دامن سنگفرش و شمشاد و بتن و کاشي شده بودن براي رفاه حال زائرين. نميدونم چرا قاطي ميکنن. به جاي اينکه فکر رفاه حال مردم منطقه و حفظ حس و حال زمان جنگ براي زائرين باشن، اينجوري مسايل رو قاطي ميکنن که آدم مجبور بشه به غرغرانه نوشتن! چقدر نميتونستم حس کنم اونجا دهلاويه بود! چقدر وقتي رو سنگفرش ها راه ميرفتم و سمت راستم بازارچه بود و داد و ستد و اين حرفا، نميتونستم باور کنم سمت چپم، چند متر اونورتر خون چمران ريخته. چقدر خاک زير پام نبود که (فاخلع نعليک) کنم و روش راه برم و چهار زانو بشينم و به باران بگم: چرا خاکي نميشيم پس؟ » -------------------------------- پ.ن. هيچ جور نميشه منكر زحمات خوبي كه درين مناطق كشيده شده بود، اما دليل نميشه ايرادهاي بزرگ و وحشتناك رو هشدار نداد. لینکهای مرتبط:
|
||