تبليغاتX
بهترین و جالب ترین مطالب - نقد و بررسي و اسيب شناسي و شايد راهكار درباره روايت و راوي در مناطق جنگي و كاروان هاي راهيان نور
اعتقادی، سیاسی، اقتصادی، دشمن شناسی،اجتماعی، ادبی، احادیث، دفاع مقدس، شهدا، بسیج، دعا، شعر، درد و دل

نظرتون راجع به بحث راوي و روايتگري در راهيان نور چيه؟

من نظر خودم رو مي گم شما هم نظر خودتونو بگين

مسائل قابل طرح درين زمينه فعلا از نظر من عبارتند از موارد زير:

الف: راوي جوان جنگ نديده يا راوي مجاهد حاضر در جبهه هاي جنگ؟

شايد بحث لازم نداشته باشد، بي گمان همه حضور يك راوي كه خود در متن حوادث دفاع مقدس حضور داشته و تمام آنچه مي گويد را با تمام وجود خود لمس كرده را در كاروان خود ترجيح مي دهند به كسانيكه هرگز جبهه هاي جنگ را در زمان جنگ نديده و شايد خود جنگ را هم درك نكرده باشند.

براي دل هايي كه به قصد زنده شدن به كاروانهاي راهيان نور قدم مي گذارند، اشك هاي يك راوي كه از شهادت همرزم خود مي گويد به تنهايي باارزش تر است از هزاران مطلبي كه از روي كتاب ها «حفظ» كرده باشند و از « حفظ» بخوانند.

اينها همه درست اما در اين بين سوالاتي هم مطرح مي شود.

آيا قرار است ما تنها نسلي باشيم كه روايت جنگ را مي شنويم؟ نسل هاي بعد كه به اجبار قانون طبيعت از وجود راويان حاضر در جبهه هاي جنگ محرومند چه مي شوند؟ آيا با اين وجود تربيت جدي راويان جوان كاري عبث است؟ آيا اكنون كه فرصت ناب« رفع اشكال» وجود دارد نبايد عملا آنها را وارد عرصه هاي حضور كرد تا اشكالاتشان را بفهميم و رفع كنيم؟

- آقا اجازه! حالا ما بايد موش آزمايشگاهي تربيت راويان جوان بشويم؟

- يك پيشنهاد درين زمينه به ذهن مي رسد: حضور يك راوي جوان همراه با يك راوي مطلع دفاع مقدسي! تا اشكالات ديده و رفع شود شما هم موش آزمايشگاه نشويد؟

- خواهر! فكر هزينه، وقت و نيروي لازمي را كه وجود ندارد، كرده ايد؟

- خب ارزشش را ندارد؟ لااقل در همان موارد 10 درصدي كه از راويان جوان استفاده مي كنيد اين هزينه و نيرو صرف شود تا هم راوي جوان تربيت شود هم مستمعان شهيد اطلاعاتي نشوند. اگر نيرو به اندازه كافي وجود ندارد 10 درصد را كمتر كنيد.

- فرزندم! مگه آموزش راوي ها كه قبلا توسط سرداران و بسيجيان حاضر در دفاع مقدس صورت گرفته (واقعا صورت گرفته؟) كافي نيست؟

- پدرجان! ليلي زن بود يا مرد؟ نه كافي نيست. چون اگر امتحان عملي خوب جواب نده كسي نيست كه انحرافات را قبل از شكل گرفتن رفع كنه.

- خب شما بشين! كي خسته ست؟

- دشمممممممممممن!

ب: نوع و محتواي روايت

همان آفاتي كه در روايت تمام حوادث و واقعيات بزرگ و شكوهمند وارد است در روايت هشت سال دفاع مقدس نيز وارد است.

1)پرهيز از غلو ، سخت گيري براي وارد نشدن كمترين انحراف در نقل ها از مرز صداقت

اينكه معلومه، مشكلش هم اينجاست كه وقتي چپ و راست غلو مي كنيد و بعد يك وقتي اين غلو ها يا خداي ناكرده آنچه اتفاق نيفتاده لو بره تمام آنچه روايت مي شود در معرض اتهام قرار مي گيره . خلاصه خطر بي اعتمادي قلبي جدي ست.

 2)پرهيز از سطحي شدن نقل ها و درنتيجه سطحي بار آوردن مخاطب

يكيش همون مساله خواب ديدن زائرينه مثلا فلان خانومه رو مامان باباش اجازه نمي دادند بياد جنوب، خواب يك شهيد رو ديد كارش جور شد! پشت بندش يك خواب ديگه بعدش يك خواب ديگه بعدشم روضه! صرف نظر از ميزان صداقت درين خوابها ، كي نوبت بيداري ميشه؟ يعني شهدا تو بيداري كاربردي ندارند؟

موضوع مهم تر سطحي بار آوردن ذائقه مخاطبان است. خدا نكند نهايت مطالبات زائران معراجگاه شهدا از راويان و -مهم تر از آنها- از خود شهدا شنيدن –ويا ديدن- اين مسائل شود.

3)نه زنگي زنگ نه رومي روم

مورد ديگر صرفا اطلاعاتي و آماري صحبت كردن از عمليات ها و دشمن شناسي و ديگر بحث هاي بلاشك مفيد  يا صرفا خاطره هاي بامزه يا اشك آور يا معنوي گفتن بدون اينكه چيزي در مورد خود مكان گفته شود.

توام نمودن هنرمندانه اطلاعات مهمي كه براي جهاد امروز لازم است با آنچه قلبهايمان به دنبالش اين همه راه آمده اند ( همان همراهي شور و شعور) از ملزومات ضروري روايتگري ست.

حاج آقا ضابط...ياد و خاطرش گرامي

ج: پرهيز از لغويات!

اين يكي رو خيلي خجالت مي كشم بنويسم ، پديده اي بود كه در سفر اخير رخ داد،  شخصي به اتوبوس ما آمد تا كمي حضور قلبهامان را تقويت كند، بي حال بودنمان را كه ديد، شروع كرد به خواندن يك شعر و قرار شد ما بعد از هر مصرع بگيم «واي واي»

روم نميشه شعر رو بنويسم مناسب كودكستان بود و همان حضور قلب در حال احتضارمان را هم پراند و خيالمان را راحت كرد.

لطفا راويان و روحانيون كاروانها راه حل ديگري براي رفع خواب آلودگي زائرين پيدا كنند! البته كار سختي نست يك روايت ناب از آنچه تشنگي اش زائران را به مناطق عملياتي كشانده براي اين امر كافي ست.

د: زمان و مكان روايتگري

مهم ترين و جدي ترين مساله اي كه از نظر اينجانب- يك زائر معمولي معراجگاه شهدا- بايد به آن توجه شود، همين مساله است.اين يك مورد را اگر مسئولين ستاد و يا مسئولين راويان يا هر مسئول ديگري رعايت نكرد، مسئولين هر كاروان مي تواند رعايت كند.

از هرچه بگذريم نبايد فراموش كنيم براي چه به مناطق آمده ايم و ميزبانان واقعي ما چه كساني هستند.

سوالي كه هميشه ذهنم را درگير كرده اين است كه چرا به زائرين وقتي براي تامل درين مناطق داده نمي شود؟ همه اش بدو بدو. لحظاتي هم كه در منطقه مي نشينم تمامش صرف شنيدن روايتگري و مداحي مي شود كه اگر هرقدر روايت سالم و خوبي هم باشد يقينا جاي سكوت و تامل در معراجگاه شهدا را نمي گيرد.

در همين حين زمان هاي زيادي در محل اسكان و خصوصا در راه ميان دو منطقه در اتوبوس ها تلف مي شود كه مكان و زمان مناسبي ست براي روايتگري، براي و پرسش و پاسخ و بحث كه اگر به خواب و لغويات صرف نشود ، بي فايده مي گذرد.

پيشنهاد اين است كه در صورتي كه امكان وجود راوي در اتوبوس ها يا در محل اسكان نيست لااقل در خود منطقه وقت تقسيم شود به دو قسمت نامساوي، كه وقت بيشتر را زائر فرصت داشته باشد كمي با ميزبان هاي واقعي اش تنها باشد، دردودل كند ، گذشته اش را مرور كند، خود را با شهدا مقايسه كند،  فكر كند و اگر شد به خدا وصل شود .

لینکهای مرتبط:

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 اسفند1387ساعت 16:30  توسط یک ستاره که بر زمین جا مانده است  |  ارسال به 100 درجه کلوب دات کام