|
|
|
|
|
كاروانهاي راهيان نور به زودي سفرهاشون رو به سمت مناطق جنگي محل عروج بهترين بندگان خدا و برگزيدگان از عشاقش آغاز مي كنند. هنوز معلوم نيست امسال لياقت زيارت دست مي دهد يا نه ---- نظر شهدا را در مورد شهيد و شهادت مي دانيد؟ شهيد سيد مرتضي آويني : «راز خون را جز شهدا در نمييابند، راز خون در آنجاست که محبوب، خود را به کسي ميبخشد که اين راز را دريابد، آن کس که لذت اين سوختن را چشيده ، در اين ماندن و بودن جز ملامت و افسردگي هيچ نمييابد.» شهيد بهرام حيدري:« شهيد ميسوزد و جامعه را ميسوزاند، منطق شهيد منطق سوختن و روشن کردن جامعه است.» شهيد حسين شيرازي:«شهيد يعني حاضر، گواه، شاهد، الگو و شهادت حرکتي است در گريز از پوسيدگيها که شهادت اوج حرکت يک انسان است.» شهيد سيد عمران حسيني:«شهيد يعني شاهد، شهيد يعني ناظر، شهيد يعني هميشه جاويد، شهيد يعني کسي که جان و مال و خانه خود را رها کرده و براي رضاي خدا و در راه خدا با دشمن دين و مکتب ميجنگد.» شهيد مطهري: «خون شهيد هدر نميرود خون شهيد نميريزد خون شهيد هر قطرهاش تبديل به صدها قطره و هزارها قطره بلکه به دريايي از خون ميشود و در پيکر اجتماع وارد ميشود.» شهيد همت:«شهادت، زيباترين، بالندهترين و نغزترين کلام در تاريخ بشريت است، شهادت بهترين و روشنترين معني حقيقي توحيد است و تاريخ تشيع خونينترين و گوياترين تابلو نمايانگر شکوه و عظمت شهيد است.» شهيد حسين اسلاميت: «شهادت مهمترين و بالاترين آرزوي يک مؤمن است. يعني آن را ميتوان نهايت درجه تکامل يک مؤمن خالص قرار دارد که به محبوب خويش عزيزترين و دوست داشتنيترين سرمايهي خود را هديه ميکند.» شهيد محسن نوبخت :«شهيد در خون خود مهر مينهد تا در معراج انسانيت گام گذارد. او افتادن در خون خويش را ميآزمايد، تا آموزگار رفتن شود. او نداي هل من ناصر ينصرني، حسين زمان را لبيک ميگويد تا ناصر بر دين خدا و انقلاب باشد. شهيد از خويش ميرهد تا در خويش ماندگان را برهاند.» شهيد سيد مرتضي آويني: «الهي اگر جز سوختگان را به ضيافت عنداللهي نميخواني، ما را بسوز آنچنان که هيچکس را آنگونه نسوخته باشي.» شهيد احمدرضا احدي:«ديگر نميخواهم زنده بمانم، من محتاج نيست شدنم، من محتاج توأم، خدايا! بگو ببارد باران، که کوير شورهزار قلبم سالهاست، که سترون مانده است، من ديگر طاقت دوري از باران را ندارم، خدايا دوست دارم تنهاي تنها بيايم دور از هر کژي، دوست دارم گمنام گمنام بيايم، دور از هر هويتي، خدايا! اگر بگوئي لياقت نداري، خواهم گفت:«لياقت کداميک از الطاف تو را داشتهام، خدايا دوست دارم سوختن را، فنا شدن را ، عز همه جا جاري شدن را، به سوي کمال انقطاع روان شدن را... » شهيد سيد مرتضي آويني:«شهادت ذروه بلند تکامل انساني است و خون شهيد سبزينه حيات طيبه اخروي و تربت او دارالشفاي آزادگان، شهدا در جوار رحمت حق شاهدان محفل انساند.» شهيد حميدرضا نظام:«شهادت شمع است و شهيد پروانهاي خود از جنس آتش، شهيد ذبيح عشق است، شهيد علمدار کاروان نجات است، شهيد روح تاريخ حيات است و شهيد نبض آفرينش است.» شهيد حاج ابراهيم همت:«شهادت، زيباترين، بالندهترين و نغزترين کلام در تاريخ بشريت است، شهادت بهترين و روشنترين معني حقيقت توحيد است و تاريخ تشييع خونينترين و گوياترين تابلو نمايانگر شکوه و عظمت شهيد است.» شهيد سيد مجتبي علمدار:«شهادت در يک کلمه به زيارت خدارفتن و به حق پيوستن است.» شهيد سيد مرتضي آويني :«شهادت پايان نيست، آغاز است، تولدي ديگر است در جهاني فراتر از آنکه عقل زميني به ساحت قدس آن راه يابد. تولد ستارهاي است که پرتو نورش عرصه زمان را در مينوردد و زمين را به نور ربالارباب اشراق ميبخشد.» شهيد عليرضا مرداني:«اي عزيزان! شهيد کسي است که در ميدان جنگ و در خدمت امام يا نائب او کشته شود و هرکس در زمان امام زمان (عج) در حفظ اسلام کشته شود، يقيناً به او ملحق خواهد شد، شهادت عبارت است از نبوغ درخشان حيات در کمال هشياري و آزادي. » شهيد خداوردي قنبري:« شهادت پايان مرگ و مردگيهاست. ما با خون خود به اين مردگيها پايان خواهيم داد و ضامن ضربان مداوم رگهاي امت اسلامي خواهيم شد، اسلام نيازمند به شهداست و انسانيت نيازمند به تزيرق خون، ما با شهادت خود همه اين نيازها را برآورده خواهيم ساخت.» شهيد سيد مرتضي آويني :«شهادت قلبي است که خون حيات را در شريانهاي سپاه حق ميدواند و آن را زنده نگه ميدارد» شهيد بهشتي:«شهادت در راه آرمان الهي «معشوق» ماست، آيا شنيدهاي عاشقي را از معشوق بترسانند.» شهيد سيد مرتضي آويني :«شهادت، جانمايه انقلاب اسلامي است و قوام و حيات نهضت ما در خون شهيد است.» شهيد بهشتي:«انقلاب اسلامي ما در تداوم پيروزيش حالا حالاها خون و شهادت ميطلبد.» شهيد سيد مرتضي آويني :«شهادت مزد خوبان است.» شهيد سيد کاظم ربطي:«شهادت سرآغاز هر زندگيست نترسم ز مرگي كه خود زندگيست» شهيد سيد مرتضي آويني :«شهيد منتظر مرگ نميماند، اين اوست که مرگ را برميگزيند. شهيد پيش از آنکه مرگ ناخواسته به سراغ او بيايد، به اختيار خويش ميميرد و لذت زيستن را نيز هم او مي يابد نه آن کس که دغدغه مرگ حتي آني به خود او وانميگذاردش و خود را به ريسمان پوسيده غفلت ميآميزد.» شهيد عباس کريمي:« شهادت در اسلام، مرگي نيست که دشمن بر مجاهد تحميل کند، بلکه انتخابي است که وي با تمام آگاهي و شعور و شناختنش به آن ميرسد.» شهيد جلال عباسي:« شهادت حد نهايي تکامل انسان و قله رفيع انسانيت است، شهادت، مرگ سعادتآميزي است که آغاز ديدن و زندگي پر ثمر نوين را بشارت ميدهد، شهادت يک تولدي است براي زندگي جاويد.» شهيد شهيد محمد قنادي:«شهادت اسلحه براني است که هيچ دشمن و قدرتي نميتواند در مقابل آن مقاومت کند، کسي که آماده شهادت ميشود قادر است بزرگترين قدرتها را به زانو درآورد، امروز ملت ايران با اسلحه شهادت، طاغوتيان و ابرقدرتها را به زير کشاندند، و همه معاملات جهاني را بر هم زدند.» شهيد غلامعلي فتحي:«شهادت بهترين معراج عشق است.» شهيد سيد محمد سيامي:«شهادت آيت است، شهادت نعمت است، شهادت مقدمه فتح در اين دنيا و خود فتحي بزرگتر در آخرت است، شهادت خشنودکننده خداست.» شهيد محمدحسين سلاميان سرخابي:« شهادت گوهري است که نصيب هرکس نميشود و هرکس آن را جست مييابد. » شهيد عباس قدوسيان:« شهادت فاني شدن نيست بلکه به خدا رسيدن است، و زندگي جاويد است، شهادت موت نيست بلکه حيات است.» شهيد عبدالله زارعکار: «شهادت نعمتي بزرگ و دري است از درهاي بهشت، شهادت نعمتي است، که مردان الهي به آن دست مييابند. شهادت به خدا رسيدن است و فاني شدن نيست، بلکه زندگاني جاويد است.» شهيد ناصر شاهمحمدي:« کمال انسان شهادت است.» شهيد علي اکبر محمود زاده :« شهادت يک انتخاب است، انتخابي آگاهانه و مشتاقانه حرکت عاشق به سوي معشوق که نصيب هرکسي نميشود.» شهيد علي احمد زاده:« احساس ميکنم انشاالله شاهد زيبايي شهادت باشم و آن را تنگ در آغوش بکشم، و اين بزرگترين آرزوي من است اين راه انتخابي آگاهانه است و انسان را به سوي معشوق ازلي راهنمايي ميکند.» شهید محمد صادق خوشنویس:«شهادت را نه برای فرار از مسئولیت اجتماعی، و نه برای راحتی شخصی می خواهم؛ بلکه از آنجا که شهادت در راس قله ی کمالات است و بدون کسب کمالات، شهادت میسر نمی شود، من با تقاضای شهادت در حقیقت از خدا می خواهم که وجودم سراسر خدایی شود و با کشته شدنم در راه دین، خود او بر ایمان و صداقت و پایمردی ام، و در راه دین بودم، و بر عشق پاکم بر او مهر قبولی زند .» شهيد ناصرالدين باغاني:« اما شهادت چیست؟ آنگاه که دو دلداه به هم می رسند و بنده ی خاکی به جمال زیبای حق نظر می افکند و محو تماشای رخ یار می شود آن هنگام را جز شهادت چه نام دیگر می توان نهاد؟ آن هنگام که رزمنده ای مجاهد، به سوی دشمن حق می رود و ملائک به تماشای رزم او می نشیند و شیطان ناله برمی دارد و پا به فرار می گذارد و ناکهان غنچه ای می شکفد آن هنگام را جز شهادت چه نام می توانیم داد؟ شهادت خلوت عاشق و معشوق است شهادت تفسیر بردار نیست ای آنانی که در زندان تن اسیرید به تفسیر شهادت ننشینید که از درک قصه ی شهادت عاجزید، فقط شهید می تواند شهادت را درک کند . شهید کسی نیست که ناگهان به خون بغلطد و نام شهید به خود بگیرد شهید در این دنیا قبل از آنکه به خون بتپد شهید است و شما همچنان که در این دنیا نمی توانید بشناسید و بفهمید بعد از وصلشان هم هرگز نمی توانید درکشان کنید . شهید را شهید درک می کند اگر شهید باشید شهید را می شناسید وگرنه آیینه ی زنگار گرفته ، چیزی را منعکس نمی کند که نمی کند. برخیزید و فکری به حال خود کنید که شهید به وصل خود رسیده است و غصه ندارد و شهدا به حال شما غصه می خورند و ازین در عجب اند که چرا به فکر خود نیستید به خود آیید . زندان تن را بشکنید و تا سرکوی یار پرواز کنید و بدانید که برای همین ساخته شده اید نه برای ماندن در قفس، این منزل ویران را رها کنید و به ملک سلیمان درآیید.» منابع:سايت شهيد آويني و ماهنامه امتداد
لينك هاي مرتبط: شعر ، معرفی و زندگی نامه ی شهدا ، دلنوشته های امتدادی ها ، سيره عملي شهدا ، وصيت نامه ها و دست نوشته هاي شهدا
|
||