|
|
|
|
|
يكي از كتابهايي كه در نمايشگاه كتاب در هويزه خريدم اسمش « دا » بود.و خدا رو شكر روزهاي تعطيلات عيد هروقت فرصت پيش مي آمد به خواندن اين كتاب صرف مي شد و ديروز تموم شد.
درين مدت با سيده زهرا حسيني اشك ريختم، ناله زدم، وقتي مجروح شد، درد كشيدم، صبوري كردم، تو ازادي خرمشهر فرياد كشيدم و تو ويرانه ها دنبال عكساي علي گشتم ، سر مزار سيد حسين دردودل كردم و تو گرفتاري هاي بعد از جنگش از خيلي ها دلم گرفت درين مدت خيلي وقت ها خودم رو ملامت كردم، براي غفلتهام ،براي ندونستن هام ،براي كم كاري هام ،براي نفهميدن هام ،براي ظلم هايي كه نادانسته مرتكب شدم، مرتكب شديم، مرتكب شدند و ... درين مدت دائم خودم رو با او مقايسه كردم، اگه من بودم ، اگه من جاي او بودم ،آيا اين همه قهرمان مي بودم؟ اما شرح كتاب: اين كتاب خاطرات سيده زهرا حسيني از روز هاي شروع جنگ در خرمشهر است. كه در آن زمان تنها 17 سال داشت و خاطرات او ادامه مطلب |
||