|
|
|
|
|
به مناسبت نهم ربیع الاول سالروز به امامت رسیدن امام زمان حضرت مهدی (عج) فراوان شنيده ايم هركس بميرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهليت مرده است. شناخت امام زمان دو جنبه دارد: يكي شناختن امام به نام و نسب و ديگري شناخت صفات و ويژگي هاي ايشان ابتدا به معرفي اجمالي بخش اول مي پردازيم: كیفیت تولد حضرت آفتاب وجود دوازدهمین ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
در قسمتهاي پيشين اين مقاله هشت مورد از ويژگيهاي امامان معصوم كه شيخ صدوق(ره) اعتقاد به آنها را در باب معرفت امام(ع) لازم دانسته است، بررسي كرديم و گفتيم كه هر مسلمان بايد معتقد باشد كه امامان دوازدهگانه، پيشوايان واجبالاطاعة، گواهان بر مردم، راههاي رسيدن به خدا، جايگاههاي علمالهي، مفسّران وحي، اركان توحيد، پيراستگان از هر گونه خطا و اشتباه هستند. در اين قسمت از مقاله برخي ديگر از ويژگيهاي پيشوايان معصوم شيعه را بررسي ميكنيم. 9. صاحبان معجزات و نشانهها شيخ صدوق(ره) در بيان نهمين ويژگي از ويژگيهاي امامان كه همه بايد بدان معتقد باشند، ميفرمايد:واجب است معتقد باشد... آنها صاحب ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
در قسمتهاي پيشين به شش ويژگي امام معصوم(ع) كه هر مسلمان بايد بدانها معتقد باشد، اشاره كرديم، در اين قسمت از مقاله به بررسي دو ويژگي ديگر ميپردازيم. 7. اعتقاد به اركان توحيد بودن امامان(ع) اعتقاد به اينكه امامان معصوم(ع)، اركان و پايههاي توحيد هستند، يكي ديگر از موضوعاتي است كه شيخ صدوق(ره) در بحث معرفت امام(ع) بدان توجه و با عبارت زير از آن ياد كرده است:واجب است كه معتقد باشد آنها... پايههاي توحيدند.1 اين موضوع نيز چون ديگر موضوعات پيشين ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
در قسمتهاي پيشين به چهار ويژگي امام معصوم(ع) كه هر مسلمان بايد بدانها معتقد باشد، اشاره كرديم، در اين قسمت از مقاله به بررسي دو ويژگي ديگر ميپردازيم. 5. اعتقاد به جايگاه علم الهي امامان شيخ صدوق(ره) در ادامة بيان ويژگيهاي امامان معصوم(ع)، جايگاه و منزلت علمي ائمه را مورد توجه قرار داده، ميفرمايد: [واجب است معتقد باشد كه] آنها جايگاه (و خزانة) علم الهياند.1 در اين زمينه نيز ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
درقسمت قبل گفتيم كه شيخ صدوق(ره) در «باب الامامة» از كتاب الهدايه خود پس از بيان مباني امامت و اصول اعتقاد شيعه در اين زمينه، به موضوع معرفت امامان پرداخته و در ذيل بابي با عنوان «باب شناخت اماماني كه پس از پيامبر خدا(ص) حجتهاي الهي بر مردم هستند» به تفصيل در اين زمينه سخن گفته است. در قسمت اول اين مقاله به بررسي محتواي باب يادشده از كتاب الهدايه پرداخته و دو نكته از نكاتي را كه نويسندة كتاب،دانستن آنها را در باب معرفت امام(ع) لازم و واجب دانسته، بررسي كرديم. در اين قسمت از مقاله به بررسي ادامة اين نكات ميپردازيم. 3. اعتقاد به گواه بودن امامان(ع) بر مردم شيخ صدوق(ره) در بيان سومين موضوعي كه هر مسلمان بايد دربارة امامان خود بدان معتقد باشد، چنين مينويسد: واجب است كه معتقد باشد ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
1. اعتقاد به امامان دوازدهگانه شيخ صدوق(ره) در آغاز اين باب به اصل موضوع اعتقاد به امامان دوزادهگانه پرداخته، مينويسد: [بر هر مسلمان] واجب است كه معتقد باشد حجتهاي خدا ـ عزّوجلّ ـ بر آفريدگانش پس از پيامبر او محمد(ص) امامان دوازدهگانه هستند كه نخستين آنها امير مؤمنان علي، زادة ابيطالب است و سپس حسن، سپس حسين، سپس علي زادة حسين، سپس محمد زادة علي، سپس جعفر زادة محمد، سپس موسي زادة جعفر، سپس رضا،علي فرزند موسي، سپس محمد فرزند علي، سپس علي فرزند محمد،سپس حسن فرزند علي ، سپس علي فرزند محمد،سپس حسن فرزند علي و سپس حجت قائم، صاحب زمان، خليفة خدا در زمين که صلوات خدا بر همة آنها باد... .2 موضوع امامت امامان دوازدهگانه از عصر پيامبر(ص) به دفعات از سوي آن حضرت مورد تأكيد قرار گرفته و ايشان در شرايط و موقعيتهاي مختلف اين موضوع را به مردم گوشزد ميكردند. در منابع روايي شيعه و سني نيز روايات فراواني ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
قتل نفس زكیه
پنجمین و آخرین نشانه از نشانههاى حتمى، قتل نفسزكیه است. نفسزكیه به معناى انسان بىگناه است. در احادیث و آیات، از چهار نفر به عنوان نفسزكیه یاد شده است. نفس زكیه معاصر حضرت خضر علیه السلام، او نوجوانى بود كه با همسالان خود مشغول بازى بود، حضرت خضر علیه السلام او را كشت. حضرت موسى به او گفت: «اَقَتَلْتَ نَفْساً زَكِیَّةً بِغَیرِ نَفْسٍ»؛ آیا شخص بىگناهى را كشتى كه كسى را نكشته بود. نفس زكیه معاصر امام صادق علیه السلام كه در مقابل منصور دوانیقى قیام كرد و با همه طرفدارانش كشته شد. او محمد پسر عبداللَّه محض، نوه امام حسن مجتبىعلیه السلام بود و از مدعیان مهدویت به شمار مىرفت. پیروان او حدیث معروف اِسْمُهُ اِسْمى را براى انطباق با او تحریف كرده و جمله: اِسمُ اَبیهِ اِسمُ اَبى ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
خَسَفِ بَیْدا چهارمین نشانه از نشانههاى حتمى، از نظر تسلسل زمانى خسفِ سرزمین بیدا مىباشد. خَسْف در لغت به معناى فرو ریختن چیزى در زمین مىباشد. چنانكه قرآن كریم در مورد قارون مىفرماید: «فَخَسَفْنا بِهِ وَ بِدارِهِ الاَرْض»؛ ما او را با خانهاش در زمین فرو بردیم و بَیْدا در لغت به معناى دشت هموار، پهناور، خالى از سكنه و آب و علف مىباشد. در میان مكه و مدینه سرزمین پهناور و دشتشنزارى است كه بَیْدا نام دارد. منظور از خَسفِ بیدا فرو رفتن سپاه سفیانى در سرزمین بیدا مىباشد. هنگامى كه سپاه سفیانى از مدینه منوّره براى معارضه با حضرت مهدى به سوى مكه معظمه حركت مىكنند، چون به سرزمین بیدا رسیدند، جبرئیل امین فریاد برمىآورد كه اى سرزمین بیدا، این گروه ستمگر را در كام خود فرو ببر. پس زمین دهان باز مىكند و همه آنها را در كام خود فرو مىبرد. از بررسى روایات ملاحم و فتن روشن مىشود كه این حادثه در حدود یك ماه بعد از ظهور حضرت ولى عصرعلیه السلام رخ مىدهد. بدینترتیب خسف بیدا را نمىتوان از نشانههاى ظهور به معناى اخصّ كلمه به شمار آورد، بلكه باید آن را از نشانههاى قیام حضرت دانست.
بر اساس روایات فراوان كه برخى از آنها را با عنوان زمان پیام نقل كردیم و سندش را بررسى نمودیم؛ ظهور حضرت در شب بیست و سوم رمضان و قیام آن حضرت در روز عاشورا خواهد بود. بدینترتیب میان ظهور و قیام دقیقاً سه ماه و هفده روز فاصله است كه دو نشانه از نشانههاى حتمى در این فاصله رخ مىدهد: خسف بیدا و قتل نفسزكیه. خسف بیدا یكى از نشانههاى ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
بانگ آسمانى سومین نشانه از نشانههاى حتمى كه مقارن ظهور رخ مىدهد بانگ آسمانى است. در احادیث صحیح و مستندى كه در بخش آغازین این نوشتار نقل كردیم و سند آنها را بررسى نمودیم، بانگ آسمانى به عنوان یكى از نشانههاى حتمى بیان شده بود. در حدیث دیگرى امام صادقعلیه السلام مىفرماید: اَلنِّداءُ مِنَ الَمحتُوم؛ بانگ آسمانى از نشانههاى حتمى است.( نعمانى، الغیبة ص 252، ح 11.) همین تعبیر در حدیث ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
بیش از دو هزار نشانه براى فرج، ظهور و رستاخیر در كتب حدیثى نقل شده كه مىتوان آنها را به چهار دسته تقسیم نمود: فِتَن ، مَلاحم ، علائم ظهور ،اشراط الساعة كه در قسمت قبل توضيح داده شد. در میان بیش از 2000 علائم ظهور، تعدادى از آنها علائم حتمى و بقیه علائم غیرحتمى مىباشند. تعداد علائم حتمى از انگشتان دست نمىگذرد. آنچه مسلم است تعداد پنج نشانه از این نشانهها حتمى مىباشند كه عبارتند از: خروج سفیانى، خروج یمانى، بانگ آسمانى، خسف بیداء،قتل نفس زكیه. خروج سفياني در پست قبل توضيح داده شد و اكنون خروج يماني خروج یمانى از نشانه هاي حتمي ظهور است احادیث فروانى به حتمى ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
بیش از دو هزار نشانه براى فرج، ظهور و رستاخیر در كتب حدیثى نقل شده كه مىتوان آنها را به چهار دسته تقسیم نمود: فِتَن ، مَلاحم ، علائم ظهور ،اشراط الساعة كه در قسمت قبل توضيح داده شد. در میان بیش از 2000 علائم ظهور، تعدادى از آنها علائم حتمى و بقیه علائم غیرحتمى مىباشند. تعداد علائم حتمى از انگشتان دست نمىگذرد. شیخ صدوق با سند صحیح از امام صادق علیه السلام روایت كرده كه فرمود: قَبْلَ قیامِ القائمِ خَمسُ عَلاماتٍ مَحتومات: اَلَیمانىُّ و السُّفیانىُّ و الصَّیحةَ وَ قَتلُ النَّفسِ الزَّكیة وَ الخَسفُ بِالبَیداء؛پیش از قیام قائم پنج نشانه حتمى است. یمانى، سفیانى، بانگ آسمانى، قتل نفسزكیه و خسف سرزمین بیدا.( شیخ صدوق، كمالالدین، ج 2، ص 650، ب 57، ج 7.) شیخ صدوق این حدیث را ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
بیش از دو هزار نشانه براى فرج، ظهور و رستاخیر در كتب حدیثى نقل شده كه مىتوان آنها را به چهار دسته تقسیم نمود: فِتَن ، مَلاحم ، علائم ظهور ،اشراط الساعة واژگان 1 - فتنه از ریشه فتن در لغت به معناى امتحان و آزمایش است. خلیل پیشتاز لغویان گوید: اَلفتن اِحراقُ الشَّئ بالنّار؛ فتن به معناى سوزاندن چیزى با آتش است.( خلیل، العین، ترتیب كتاب العین، ص 616 .) آنگاه با آیه شریفه براى گفتار خود ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
رجعت در لغت به معناى «بازگشت» بكار مى رود و در اصطلاح به بازگشت گروهى از مردگان به اين جهان هم زمان با قيام جهانى حضرت مهدى ـ ارواحنا فداه ـ گفته مى شود، و طبعاً بازگشت اين گروه قبل از فرا رسيدن رستاخيز خواهد بود. روى اين اصل گاهى از رجعت در شمار رويدادهاى قبل از قيامت ياد مى شود و گاهى در زمره حوادث مربوط به ظهور مهدى منتظر مذكور مى گردد.
ولى بايد دانست كه مسأله رجعت از ديدگاه شيعه رويدادى است مستقل از دو موضوع ياد شده (قيامت و ظهور حضرت مهدى(عليه السلام))، اگر چه بين هر سه موضوع پيوند زمانى برقرار است. اما برخى نويسندگان مسلمان در عين اينكه برخى ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
فصل اول: اعتلاي دين و فرهنگ ظهور دين در سراسر زمين «هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ ؛ او كسي است كه رسولش را با هدايت و دين حق فرستاده تا آنرا بر همه اديان مسلط و غالب گرداند...».( سوره فتح، آيه 28 – سوره توبه، آيه 33.) از امام صادق(عليهالسلام) درباره اين آيه چنين نقل شده كه فرمودند: [مهدي(عليهالسلام)] امامي است كه [خدا] او را بر همه اديان غالب ميسازد، پس زمين را از قسط و عدل پر ميكند، همچنانكه از ظلم و جور پر شده باشد. و اين از جمله اموري است كه ياد آورديم... و تأويل آن بعد از تنزيلش خواهد بود.( تفسير قمي: ج 2، ص 317. )
از اين روايت استفاده ميشود كه در زمان حكومت و ظهور حضرت مهدي(عليهالسلام) ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
فصل اول) خصوصيات حضرت مهدي عليه السلام از نسل امام حسين(عليهالسلام) است « وَجَعَلَهَا كَلِمَةً بَاقِيَةً فِي عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ؛ و اين [خدا پرستي و امامت خلق] را در ذريه و نسلهاي بعد از خودش كلمه پاينده قرار داد تا شايد [به سوي خدا] باز گردند.» (سوره زخرف، آيه 28. ) جابربن يزيد جُعفي ميگويد: پيرامون اين آيه از امام باقر(عليهالسلام) پرسيدم؟ يابن رسول الله (صلي الله عليه و آله) گروهي ميگويند: خداي تبارك و تعالي امامت را در فرزندان امام حسن (عليهالسلام) قرار داده نه امام حسين(عليهالسلام)؟ حضرت فرمودند: به خدا سوگند آنها دروغ ميگويند: آيا نشنيدهاند كه خداي تعالي ميفرمايد: « وَجَعَلَهَا كَلِمَةً بَاقِيَةً فِي عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ » كه معناي آيه اين است: آيا آن [امامت] را جز در فرزندان حسين(عليهالسلام) قرار داد.؟ (كفاية الاثر: ص 246.) در كتاب شريف كمال الدين مرحوم صدوق(ره) روايت است كه اميرالمؤمنين (عليهالسلام) خطاب به ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
پیشگفتار قال رسولالله (صلي الله عليه و آله): «مَن ماتَ وَ لمَ يَعرِف اِمامَ زَمانِهِ ماتَ مَيتَةً جاهِلية » (كافي: ج 1، ص 371، خبر 3 – بحارالانوار: ج 8، ص 368 – ينابيع الموده: ص 117. ) ترديدي نيست كه تمامي مفاهيم و اعتقادات اصيل ديني در اسلام ريشه در قرآن دارد و هيچ باطلي، در اين كتاب آسماني وجود ندارد كه حق تعالي جل جلاله فرموده: «ما قرآن را نازل كرديم و آنرا محافظت مينمائيم.» (سوره حجر، آيه 9. ) و در آن همه چيز بيان گرديده و هيچ تر و خشكي نيست مگر اينكه در قرآن آمده باشد. از بيان هيچ نكتهاي در آن كوتاهي نشده و تمامي وقايع و اتفاقات را تا زمان قيامت كبري و نفخ صور در بر دارد. قرآني كه آخرين كتاب آسماني و معجزه جاويد پيامبر اسلام است و بيانگر تمامي مسائل و مباحث و موضوعات مورد نياز زندگي بشر است مسلما در باره موضوع مهم انقلاب جهاني حضرت وليعصر(عجل الله تعالي فرجه الشريف) و تحول بزرگي كه در دنيا به وسيله امام زمان و حكومت عدل و داد آن حضرت به وجود خواهد آورد، آيات و بيانات متعددي دارد ولي شناختن معارف اين كتاب آسماني و بهرهگرفتن از سرچشمههاي زلال و شيرين آن راهي جز اين ندارد كه از مترجمان راستين و بازگوكنندگان وحي و خاندان عصمت (عليهمالسلام) بياموزيم كه «لا يمسّه الا المطهرون؛ به قرآن جز پاكيزگان (ائمه معصومين عليهمالسلام) كسي دست نمييابد»( سوره واقعه، آيه 79.) و از امام صادق(عليهالسلام) روايت شده كه فرمودند: «به خدا سوگند من كتاب خدا را از اول تا به آخر ميدانم چنانكه گويي در كف دست من است،( كافي: كتاب الحجه: باب 34) در قرآن خبر آسمان و زمين، گذشته و آينده موجود است كه خداي عزوجل فرموده «وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ؛ ما قرآن را بر تو نازل كرديم در حاليكه بيان و توضيح همه چيز در آن است.» (سوره نحل، آيه 89. .) و نيز ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
راستش را به ما نگفتند يا لااقل همه ی راست را به ما نگفتند. گفتند تو كه بيايی خون به پا می كنی، جوی خون به راه می اندازی و از كشته پشته می سازی و ما را از ظهور تو ترساندند. ما از همان كودكی تو را دوست داشتيم ،با همه ی فطرتمان به تو عشق می ورزيديم و با همه ی وجودمان بی تاب آمدنت بوديم.امّا ………اما كسی به ما نگفت كه چه گلستانی می شود جهان، وقتی تو بيايي. همه پيش از اينكه نگاه مهر گستر و دست های عاطفه ی تو را توصيف كنند،شمشير تو را نشانمان دادند.آری ،برای اينكه گل ها و نهال ها رشد كنند،بايد علف های هرز را وجين كرد واين جز با داسی برنده و سهمگين، ممكن نيست………آری ،برای اينكه مظلومان تاريخ نفسی به راحتی بكشند،بايد پشت و پوزه ی ظالمان و ستمگران را به خاك ماليد و نسلشان را از روی زمين برچيد………آری، برای اينكه عدالت بر كرسی بنشيند،هر چه تخت ستم آلوده ی سلطنت هست را بايد واژگون كرد و به دست نابودی سپرد و اينها همه همان معجزه ای است كه تنها از دست تو برمی آيد و تنها با دست تو محقّق می شود………اما مگر نه اينها همه مقدّمه است برای رسيدن به بهشتی كه تو بانی آنی، آن بهشت را كسی برای ما ترسيم نكرد……كسی به ما نگفت كه آن ساحل اميد كه در پس اين دريای خون نشسته است، چگونه ساحلی است؟! كسی به ما نگفت كه وقتی تو بيايی: « دل های بندگان را آكنده از عبادت و اطاعت می كنی و عدالت بر همه جا دامن می گسترد و خدا به واسطه ی تو دروغ را ريشه كن می كند و خوی ستمگری و درندگی را محو می سازد و طوق ذلّت و بردگی را از گردن خلايق بر می دارد. ( بحار الانوار،ج 51،ص 75 ) به مانگفتند كه وقتی تو بيايی:« ساكنان زمين و آسمان به تو عشق می ورزند ،آسمان بارانش را فرو می فرستد ،زمين ،گياهان خود را می روياند……و زندگان آرزو می كنند كه كاش مردگانشان زنده بودند و می ديدند كه خداوند چگونه بركاتش را بر اهل زمين فرو می فرستد.( بحار الانوار،جلد51،ص 104 ) به ما نگفتند كه وقتی تو بيايی :« همة امت به آغوش تو پناه می آورند ،همانند زنبوران عسل به ملكه ی خويش و تو عدالت را آنچنان كه بايد و شايد در پهنه ی جهان می گستری و خفته ای را بيدار نمی كنی و خونی را نمی ريزی.( منتخب الاثر ،ص 478 ) به ما نگفتند كه وقتی تو بيايی: اموال را چون سيل جاری می كنی و بخشش های كلان خويش را هرگز شماره نمی كنی.( صحيح مسلم، جلد 8، ص خفته ای را بيدار 185 ) به ما نگفتند كه وقتی تو بيايی: رفاه و آسايشی می آيد كه نظير آن پيش از اين نيامده است . مال و ثروت آنچنان وفور می يابد كه هر كه نزد تو بيايد ، فوق تصورش دريافت می كند.( البيان ،ص 17) به ما نگفتند كه وقتی تو بيايی: هيچ كس فقير نمی ماند و مردم برای صدقه دادن به دنبال نيازمند می گردند و پيدا نمی كنند. مال را به هركه عرضه می كنند ، می گويد: بی نيازم .(مسند احمد،ج 2،ص 530 ) ای محبوب ازلی و ای معشوق آسمانی ! ما بی آنكه مختصات آن بهشت موعود را بدانيم و مدينه ی فاضله ی حضور تو را بشناسيم تو را دوست می داشتيم و به تو عشق می ورزيديم ، كه عشق تو با سرشت ها عجين شده بود و آمدنت طبيعی ترين و شيرين ترين نيازمان بود ظهور تو بی ترديد بزرگترين جشن عالم خواهد بود و عاقبت جهان را ختم به خير خواهد كرد
مژده ای دل كه مسيحا نفسی می آيد كه ز انفاس خوشش بوی كسی می آيد از غم هجر مكن ناله و فرياد كه دوش زده ام فالی و فرياد رسی می آيد ( اثری از سيد مهدی شجاعی )
|
||