|
|
|
|
|
حمله و هجمه گستاخانه "علی اکبر محتشمیپور" به آیت الله مصباح یزدی در مراسم بزرگداشت رحلت حضرت روح الله!! بار دیگر نشان داد که دشمنان نادان تفکر جهانی خمینی کبیر، لباس و جایگاه نمیشناسند و حتی هستند افرادی که با لباس پیامبر، به مدافعان اصیل اسلام ناب محمدی(ص) و تفکر انقلابی و جهانشمول معمار انقلاب اسلامی ایران، تعرض و هتاکی میکنند و چه شباهتیست بین آنها و اصحاب سقیفه! در راستای این اقدام تأسف برانگیز و جاهلانه، انجمن وبلاگنویسان "فرزندان روح الله" بیانیهای را به این شرح صادر نمود: بسم الله الرحمن الرحيم و اذا لقوالذين ءامنوا قالوا امنّا و اذا خلوا الي شياطينهم قالوا انّا معكم انّما نحن مستهزءون عجب نيست كه در بحبوحه هجمات فرهنگی به بنيادهای اسلام ناب محمدی از طرف استكبار و دشمنان قسم خوردهی انقلاب؛ در داخل مرزهای ايران اسلامی نيز حنجرههایي تيغ فحاشی و انكار بر روی فرزندان حقيقی روح الله بركشند؛ اين آئين تاريخ است كه مدعيان را بيازمايد و سره از ناسره باز شناسد. كسانی كه صرف همراهی جسمانی با خميی كبير، آنان را در زمره مدعيان دروغين انقلاب گمارده بدانند انديشه امام امت نه آنچنان محفوف در پيچيدگيهای تاريخی است كه نياز به تفسيرهای منحرفشان داشته باشد و نه آنان تا بحال نشانی از آرمان و دغدغهی آن يگانهی دوران داشتهاند كه برای جوانان امروز مغتنم باشند. آقای محتشمی كه مع الاسف ملبس به لباس روحانيت ايد! عجيب است نه آنگاه كه هم بزمانتان خمينی را پيوسته به موزه تاريخ میدانستند خروشيديد ونه آنگاه كه رفقای حزبیتان فقه را پستترين علوم خواندند، برآشفتيد. آيا در آن گاه دردناک، هيچ احساس خطری برای انديشه امام، غيرت انقلابیتان را برنيانگيخت؟! آقاي محتشمی! آقاي محتشمی! آقاي محتشمي! آقاي محتشمی! نيستيد برسر ماجراجويیهاي سياسی كوناه بياييد، لااقل از دنياي خود بترسيد كه فرزندان روح الله هشيارتر از گذشته - به لطف و تائيدات خداوند متعال - حافظ انقلاب و آرمانهای خميني كبير(ره) هستند. انجمن وبلاگنويسان فرزندان روح الله در همین رابطه بخوانید: در پایان از کلیه وبلاگنویسان متعهد درخواست میشود با انتشاراین بیانیه در وبلاگ خود، موضع روشن و بدون تسامح و تساهل خود را در برابر هتاکان به مدافعان اندیشه ناب حضرت روح الله، نشان دهند. منبع: http://www.bachehayeghalam.ir/archiveblog/cat_1_1/009022.php پ.ن. شماها رو نمي دونم ولي من كه خوشحال مي شم وقتي بعضي ظاهر الصلاح ها چهره ي واقعي شونو نشون مي دن. تا باشه ازين جوگرفتگي ها |
||
|
|
|
|
|
نامه زیبا ، عاشقانه و خواندنی حضرت امام خميني به همسرش هنر عشق ورزي، كاري كه مردان شرقي بلدنيستند مردان بزرگ در تاريخ ماندگارهستند. آنها در برخوردهاي اجتماعي و زندگيشخصي خود به نكتههاي بسيار ظريف اما پراهميتي توجه ميكنند. مردان بزرگ حتي دررفتار عادي خود چنان هنرمندانه و همراه بازيباييشناسي عمل مينمايند كه دقت در آنميتواند مفيد باشد. اگر شما متاهل هستيد، همسر خود را چگونهمخاطب قرار ميدهيد؟ اگر قرار باشد براي همسرخود نامه خصوصي بنويسيد، او را چگونه توصيفميكنيد؟ در بسياري از خانوادههاي سنتي معمولا«آقاي» خانه براي همسرش از تعابيري چون«ضعيفه»، «منزل»، «بچهها»، «مادر بچهها» و...استفاده ميكند. در اين خانهها معمولا مردها درخارج از خانه بسيار خوش برخورد، با روابطعمومي بالا هستند اما در درون خانه به فرديمستبد، خشن و اخمو تبديل ميشوند. زن برايآنها نه يك همسفر و همراه، كه يك كارگر وخدمتكار است و اگر وظيفهاش را درست انجامندهد، به شدت مورد عتاب قرار ميگيرد. روابطعاشقانه، حرفهاي لطيف و احساس آسماني معناندارد. شايد شما هم در خانواده و يا اقوام خودچنين مرداني را بشناسيد. مرداني كه زنان خود رادر نزد ديگران به دلايل كوچك، شرمنده و خجلميكنند و از حداقل حق طبيعيشان يعني ابرازمحبت محروم ميكنند. راستي آنها چه كساني رابه عنوان الگو در زندگي زناشوييشانپذيرفتهاند؟ تاسف برانگيزتر آن است كه اينگونه افرادمعمولا خود را سنت گرا و حتي بسيار مذهبي نشانميدهند. اما به راستي آيا مردي كه در حقهمسرش ظلم ميكند، ميتواند به بهشت برود؟ در طي پنجاه سال اخير به علت گسترشرسانهها تحول شگرفي در روابط زناشويي مردانو زنان صورت گرفته است. اما ميخواهيم مثاليبراي شما بياوريم كه بسيار شگفتانگيز و جالباست. نامه مربوط به يك مرشد راهنما و معماراست. او امام خميني(ره) است; مردي كه جهاندر يكصد سال اخير چون او را بسيار كم به خود ديده است. آنچه در ادامه ميخوانيد، نامهاياست كه 74 سال قبل توسط امام خميني بههسمرش نوشته شده است. متن اين نامه در جلدنخست مجموعه «صحيفه امام» و در صفحات 2 و3 به چاپ رسيده است. امام از بيروت به همسرشسركار خانم خديجه ثقفي(1) مينويسد: ----------------------------------------------------------------------------------------- تصدقت شوم; الهي قربانت بروم. در اين مدتكه مبتلاي به جدايي از آن نور چشم عزيز و قوتقلبم گرديدم، متذكر شما هستم و صورت زيبايتدر آيينه قلبم منقوش است. عزيزم اميدوارمخداوند شما را به سلامت و خوش در پناه خودشحفظ كند. حال من با هر شدتي باشد ميگذردولي بحمدا... تاكنون هر چه پيش آمد خوشبوده و الان در شهر زيباي بيروت هستم;(2)حقيقتا جاي شما خالي است فقط براي تماشايشهر و دريا خيلي منظره خوش دارد. صد حيف كهمحبوب عزيزم همراه نيست كه اين منظره عالي بهدل بچسبد. در هر حال امشب شب دوم است كهمنتظركشتي هستيم، از قرار معلوم و معروف يككشتي فردا حركت ميكند ولي ماها كه قدري ديررسيديم، بايد منتظر كشتي ديگري باشيم. عجالتاتكليف معلوم نيست، اميد است خداوند به عزتاجداد طاهرينم كه همه حجاج را موفق كند بهاتمام عمل، از اين حيث قدري نگران هستيم ولياز حيث مزاج بحمدا... به سلامت بلكه مزاجمبحمدا... مستقيمتر و بهتر است. خيلي سفر خوبياست. جاي شما خيلي خيلي خالي است. دلمبراي پسرت(3) قدري تنگ شده است. اميداست هر دو(4) به سلامت و سعادت تحت مراقبتآن عزيز و محافظت خداي متعال باشند. اگر بهآقا(5) و خانمها(6) كاغذي نوشتيد، سلام مرابرسانيد. من از قبل نايب الزياره هستم. به خانمشمس آفاق(7) سلام برسانيد و توسط ايشان بهآقاي دكتر(8) سلام برسانيد. به خاور سلطان وربابه سلطان سلام برسانيد. صفحه مقابل را به آقايشيخ عبدالحسين بگوييد برسانند. ايام عمر و عزتمستدام. تصدقت، قربانت; روحا... عكس جوف در حال دلتنگي از حركتنكردن.(9) ------------------------------------------------------------------------------------ اين نگاه عاشقانه و عارفانه مردي است كهجهان، قاطعيت و مديريت دقيق او را در مقاطع وشرايط متفاوت در سينه خود به خوبي حفظ كردهاست. اما واقعيت آن است كه تا عاشق نباشي وهنر عشق ورزي را نياموخته باشي، نميتوانيسلطان قلبها شوي. شايد شما بگوييد اين يك نامه خصوصي وخانوادگي است. بياييد كمي منصف باشيم; حتياگر قرار باشد نامهايي خصوصي براي همسرمانبنويسيم. آيا اصلا مينويسيم؟ آيا اينگونه باهمسرمان صحبت ميكنيم؟ اين همان امامشماست. تو را به خدا به خصوص آنهايي كهادعاي تقليد از حرفها و سيره امام خميني(ره)را دارند، به اين جنبه از شخصيت او توجه كنند. جوان امروز بيش از همه پندها و نصيحتهايوالدين، به رفتار عيني و عملي آنهاتوجه ميكند.اگر پدري هنر عاشقي را به فرزندانش منتقل نكند،يعني آنكه هيچ به آنها نياموخته است. هنرمهرورزي و ابراز علاقه به همسر، ضعف مشتركبسياري از مردان شرقي است. اين موضوع زمانيتاسفانگيزتر ميشود كه در پشت ديوار سنت وارزشهاي ديني پنهان ميشود. به راستي آيا اينظلم به دين و ارزشهاي مذهبي و مليماننيست؟ --------------------------------------- -1 ملقب به قدس ايران، همسر امام خميني -2 براي عزيمت با كشتي به عربستان برايانجام اعمال حج. -3 آقاي سيد مصطفي خميني كه در آن زمانسه ساله بود. -4 اشاره به آقا مصطفي و فرزند ديگرشان كهدر آن زمان هنوز به دنيا نيامده بود. چند روز پساز نگارش اين نامه در زماني كه امام در سفر حجبودند، متولد گرديد و او را «علي» نام گذارند. ويدر كودكي براثر بيماري درگذشت. -5 آقاي ميرزا محمد ثقفي پدر همسر امامخميني. -6 مادر و مادربزرگ همسر امام خميني كه درآن زمان در قيد حيات بودهاند. -7 شمس آفاق ثقفي، خواهر همسر امامخميني. -8 آقاي دكتر علوي. -9 اشاره به نبودن كشتي جهت عزيمت بهجده. اين نامهاي است كه امام خميني(ره)، 74سال پيش، از شهر بيروت لبنان براي همسرشنوشته است. خانواده سبز |
||
|
|
|
|
|
پاسخ امام خميني به نامه دانش آموزان سرخ پوست آمريكا از سوي دانش آموزان سرخ پوست دبيرستان مركزي اسپرينگ دال، در ايالت آركانزاس آمريكا، نامه اي به حضور امام خميني قدس سره رسيد. دانش آموزان با ارسال يك جفت جوراب به عنوان هديه از امام خواستند تا يك وسيله ي شخصي خود را هر چند يك جوراب كهنه باشد بهعنوان ياد بود براي آنان ارسال كند. امام همراه جواب نامه يك جلد كتاب براي آنان فرستادند كه نشان مي داد تعالي و ترقي انسان در مطالعه ي كتاب است نه در نگهداري يك لباس كهنه، اما پاسخ امام: بسم الله الرحمن الرحيم فرزندان عزيز خوب دبيرستان اسپرينگ دال ايالت اركانزاس امريكا! نامه ي محبت آميز شما عزيزان را دريافت نمودم. من مي دانم كه سرخ پوستان و سياه پوستان در فشار و زحمت هستند. در تعليمات اسلام فرقي بين سفيد و سرخ و سياه نيست. آن چه انسان ها را از يكديگر امتياز مي دهد، تقوا و اخلاق نيك و اعمال نيك است. از خداوند بزرگ مي خواهم شما فرزندان عزيز را موفق كند و به راه راست هدايت فرمايد. يك جزوه از كلمات نصيحت آموز پيغمبر بزرگ اسلام را كه براي كودكان ايران هديه داده اند، براي شما عزيزان مي فرستم و به شما دعاي خير مي كنم. اميد است در ارزش هاي انساني موفق باشيد. روح الله الموسوي الخميني |
||
|
|
|
|
|
بي تو با شمع علي تا به سحر مي سوزد شمع مي ميرد و او بار دگر مي سوزد يک نفر مثل درختان سپيدار بلند در خيالش همه شب بين دو در مي سوزد
در ظلمت شب شهاب را می شستند آیینه افتاب را می شستند در چشمه خون چکان چشمان علی پیمانه نور ناب را می شستند
رفتی تو و زینبت ز غم می سوزد آتش ز نوایش به دلم افروزد این خانه عزاخانه شود بار دگر هر گاه نگاه خود به در می دوزد
غرقاب غمم دگر مرا ساحل نیست جز اشک فراق دیگرم حاصل نیست ای مرگ بیا!که زندگی کردن من بی فاطمه جز خوردن خون دل نیست
در این دنیا بسی جون جگر دید در آخر هم چنان داغ پسر دید در این دنیای رنج و باز لبخند؟ مگر خود را در آغوش پدر دید
بیا بانو و مثل سابقم کن برای خادمی ات لایقم کن شفاعت کن که قلبم پاک گردد و همچون شیعه هایت عاشقم کن
زهرا چه فرشته است ؟ خدا ميداند او از چه سرشته است ؟ خدا ميداند بين در و ديوار از آن ضرب لگد براو چه گذشته است ؟ خدا ميداند
در جهان تا زنده ام گويم ثناي فاطمه دست حاجت مي برم سوي خداي فاطمه گر براي درد بي درمان مداوا طالبي رايگان درمان كند دارالشفاي فاطمه
|
||